
تعداد بازديدهاي اين وبلاگ:
اعضاي بدن به صورت قرينه اند . اما آدمي در به کارگيري آنها يکسان عمل نمي کند . اکثر افراد از بخش راست بدن بيش از بخش چپ بدن استفاده مي کنند .
در انجام دادن کارها ، در شنيدن و همچنين در ديدن بهره برداري بيشتر از اندامهاي راست بدن است . ولي افرادي هم وجود دارند که چپ دست ، چپ گوش و چپ چشم باشند .
مسأله چپ دستي :
بسياري از والدين و مربيان مسأله چپ دستي کودکان را با ديدي منفي تلقي مي کنند . گمان دارند کودکان چپ دست عقب مانده ذهني هستند و يا در وضعي قرار دارند که حتما مجبور به بد خطي مي باشند و شانس اينکه خوش خط شوند در آنان نيست .همچنين عده اي تصور کرده اند که با دست چپ نمي توان تند کار کرد يا موفقيت درخشاني به دست آورد و همين سبب نگراني والدين و مربيان شده است.از نظر علمي چپ دستي امري عادي و طبيعي است . هنوز به صراحت معلوم نيست زمان شروع آن چه وقت است . اما عده اي معتقدند که اين امر از حدود پايان سال اول زندگي در بچه ها مشخص است ولي آنچه قابل اعتماد است حدود سنين سه و چهار سالگي است .
مشکلات نوشتن :
معلمان در کلاس در مي يابند که کودکان چپ دست خط درهم و برهمي دارند ، و يا در حين نوشتن ديکته بسياري از آنها از ديگران عقب مي مانند .اغلب آنها در نيمکت اگر در وسط شاگردان بنشينند مزاحم فرد بغل دستي در نوشتن هستند و خودشان هم به زحمت مي افتند .
ادامه مطلب...
عقب ماندگي ذهني اختلالي است که با عملکرد هوشي زير حد طبيعي و اختلال در مهارتهاي انطباقي مشخص مي گردد. سن شروع عقب ماندگي ذهني زير 18 سال است و منظور از مهارتهاي انطباقي انجام کارهاي است که در هر سن خاص به طور معمول از فرد انتظار مي رود .
انواع
عقب ماندگي ذهني بر اساس ميزان بهره هوشي ، از خفيف تا بسيار شديد ( عميق ) وجود دارد . جدول زير تقسيم بندي هاي مربوط به عقب ماندگي ذهني را با توجه به نوع و مهارت مورد نظر نشان مي دهد:
مهارت مورد انتظار نوع بهره هوش
آموزش پذير خفيف
50- 70
تربيت پذير بالا
متوسط
35- 50
تربيت پذير پايين
شديد
25- 25
کمتر از 25
عميق
ايزوله ، نيازمند نگهداري در مؤسسه
ادامه مطلب...
علل قبل ازتولد :
1- علل ژنتيکي و ارثي 2- RH ?- مشروبات الکلي 4- موادمخدر و دخانيات
5- داروها و مواد شيميايي
6- مسموميت 7- سوء تغذيه 8- ضربات وارده به شکم مادر 9-اشعه X
10- سرخچه وبيماريهاي عفوني .
علل هنگام تولد :
1- زودرسي2- کودک نارس3- زايمانهاي طولاني 4- ضربات وارده به سرکودک.
علل بعدازتولد :
انواع مننژيت ها – مسموميت – ضربه هاي وارده به سر –
اختلالات غدد– سوءتغذيه – خستگي هاي جسمي رواني واختلالات عاطفي
تظاهرات باليني:
نماي کلي عبارت است از کاهش کارائي در همه انواع کار هاي هوشمندانه مثل يادگيري, حافظه کوتاه مدت,
استفاده از مفاهيم و حل مشکل. گاهي يک عملکرد بيشتر از بقيه مختل ميشود مثل زبان
عقب ماندگي ذهني خفيف: 70-50
80 درصد افراد عقب ماندگي دهني در اين گروه هستند. از نظر ظاهري طبيعي هستند و نقايص حسي و حرکتي
آنان خفيف است. بنابراين عقب ماندگي ذهني آنان تا شروع مدرسه تشخيص داده نميشود. در سنين بزرگسالي مي توانند
زندگي مستقلي داشته باشند.
گرچه در مواردي مثل خانه داري, اشتغال و مواجه با موقعيت هاي استرس زا نيازمند کمک هستند.
عقب ماندگي ذهني متوسط: 49-35
12 درصد کل بيماران را تشکيل مي دهند , يادگيري زباني در حد برقراري ارتباط کافي است و اکثرا مي توانند نحوه
مراقبت از خود را ياد بگيرند. در دوران بزرگسالي اکثرا قادرند کارهاي روزمره را انجام بدهند.
عقب ماندگي ذهني شديد: 34-20
حدود 7% کل بيماران هستند. رشد آنان در دوران پيش دبستاني شديد کاهش يافته است و بنابراين يادگيري آنان در مدرسه نيز همينطور است. البته بسياري از آنان ميتوانند نحوه مراقبت از خود را بياموزند و با جملات ساده ارتباط برقرار کنند.
در بزرگسالي مي توانند وظايف ساده اي را انجام دهند و فعاليتهاي اجتمائي محدودي دارند.
بسياري مشکلات جسماني همراه دارند. تعداد اندکي از آنان توانائي شناختي ويژهاي دارتد که در حالت طبيعي نيازمند هوش بالاست مثل محاسبات رياضي ذهني يا حافظه قوي . اين افراد احمق دانشمند ناميده ميشوند.
عقب ماندگي ذهني بسيار شديد : کمتر از 20
يک در صد عقب ماندگان ذهني در اين گروهند. تعداد اندکي از آنان مي توانند کاملا از خود مراقبت کنند و نيز تعداد کمي مي توانند رفتار هاي اجتمائي يا توانائي سخن گفتن داشته باشند.
کودکان کمهوش، توجه بسياري از دستاندرکاران مانند پزشکان، روانشناسان، جامعهشناسان، متخصصان آموزش و پرورش و دانشمندان ژنتيک را به خود جلب کردهاند. هر کدام از اين اشخاص و گروهها طبقهبندي، مفاهيم و اصطلاحات خاص خود را در تعريف و توصيف اين قشر از جامعه اظهار نمودهاند.
تعريف عقبماندگي ذهني با گذشت زمان، کم و بيش دچار تغييرات زيادي شده است. برخي تعاريف اوليه از عقبماندگي ذهني تاکيد خاصي بر جنبههاي بيولوژيکي دارد. بهطوري که در اين زمان اکثر پزشکان فکر ميکردند که عقبماندگي ذهني، ريشههاي زيستشناختي دارد. بعد از آن، تعاريف به جنبههاي اجتماعي در عقبماندگي ذهني اشاره دارد و از زماني که آزمونهاي هوشي مطرح گرديده IQ يا هوشبهر به عنوان يک عامل اساسي و متمايزکننده در تعريف عقبماندگي ذهني، تاکيد بيشتري ميشود.
تعريف 1983 عقبماندگي ذهني
تعريفي که مورد توجه اکثر متخصصين قرار گرفته است، تعريف انجمن عقبماندگي ذهني آمريکا(AAMR) ميباشد. بنا به نظر اين انجمن، عقبماندگي ذهني به کنش هوش عمومي که بهطور معنيدار يا قابل ملاحظهاي کمتر از حد متوسط عمل کرده، با نقايصي در رفتار سازشي توام بوده و در دوران رشد و تحول پديد آمده است، گفته ميشود.[1]
اين تعريف شامل سه مفهوم است:
مفهوم اول: پايين بودن کنش هوش عمومي در حد معنيدار يا قابل ملاحظه: از اين نظر، هر کودکي که بر اساس انجام آزمونهاي هوشي استاندارد شده، هوشبهرش حداقل دو انحراف معيار[2] کمتر از متوسط باشد، عقبمانده ذهني محسوب ميشود.
مفهوم دوم: رفتار سازشي: اشاره دارد به توانايي فرد در عملکرد مستقل فردي(اتکا به خود)، مسئوليتپذيري اجتماعي(توانايي برقراري ارتباط موثر با محيط) متناسب با گروه سني و فرهنگ جامعه خود، تسلط بر اعمال حسي – حرکتي، کسب مهارت لازم در فعاليتهاي پيشتحصيلي و تحصيلي، انجام مهارتهاي مربوط به خانه و زندگي روزانه، استقلال حرفهاي و استقلال عملي در سنين مختلف.
ادامه مطلب...
متاسفانه تعداد قابل توجهي از اين گروه از کودکان عقب مانده ذهني تربيت پذيردر بيشتر جاهاودرغالب موارددرموسسات وسازمانهاي غير آموزشي نگهداري مي شوند و کمتر به تعليم وتربيت آنها به معناي اعم کلمه توجه شده است.
اين گروه ازکودکان حدود3/% (سه دهم درصد)کل جامعه راتشکيل مي دهند.معمولا ًتعدادي از کودکان عقب مانده ذهني تربيت پذير درسنين دبستان در موسسات وسازمانهاي مختلف وبقيه در منزل نگهداري ميشوند.از نظر هوشي گروه عقب ماندگان تربيت پذير از حدود50-25 درصدبهره هوشي برخوردارندبه عبارت ديگر هنگامي که کودکان همسال آنهاباپشت سرگذاشتن سن 6سالگي واردکلاس اول دبستان مي شوندعقب ماندگان تربيت پذير از نظر هوشي مانند بچه5/1 تا 5/3ساله هستند.
عقب ماندگي اکثر کودکان عقب مانده ذهني تربيت پذير به دلايل بيماري ضايعات مغزي واختلالات داخلي ناسازگاري هاي ژنيتيکي وغيره ميباشد.وبه همين دليل معمولا آنهاداراي علائم کلينيکي وغيره هستند که به سهولت قابل مشاهده وتشخيص مي باشد.
کودکان عقب مانده تربيت پذير بر خلاف گروه عقب مانده آموزش پذير غالباً به خاطر همان مشخصه بدني از دوران نوزادي وطفوليت قابل شناسايي ميباشند.واز همان ابتدا درراه رفتن حرف زدن وديگرمهارتهاي کلامي وبدني وبه طور قابل توجهي دچار ضعف وکندي شديدي ميباشند پرواضح است به علل عقب ماندگي شديد ذهني وبالطبع بدني از اين قبيل کودکان انتظاري درتحصيل آموزشهاي رسمي و مهارتهاي شغلي به گونه دانش آموزان آموزش پذير نيست .
درواقع اگر چنين توانايي داشتند به آنها نيز حد اقل صفت آموزش پذيري داده مي شد.افراد عقبمانده تربيت پذيرفاقد توان اداره يک زندگي به طور مستقل وخودکفايي اجتماعي واقتصادي لازم هستند.
بسياري از اختلالات حسي و حرکتي و هوشي کودکان حاصل شرايت نامطلوب زايمان و يا بر اثر اشتباهات پزشکي به هنگام تولد مي باشد .
اگر چه امروزه اکثر زايمانها طبيعي ويا بدون ضايعات و صدمات صورت مي گيرد اما تعدادي از زايمانها به صورت خطرناک انجام شده ودر مواردي ضايعات و صدمات شديدي به همراه دارد .
ضايعات مغزي از متداولترين ضايعات زمان زايمان است و مهم ترين علل عقب ماندگي ذهني محسوب مي شود . بيهوشي طولاني ،خونريزي شديد داخلي ، ، دشواري استنشاق ،استفاده از وسايل جراحي ، مشکلات تنفسي نوزاد ،تولد زود رس و مشکلات ديگر باعث مختل ساختن سيستم مرکز عصبي ، عقب ماندگي ذهني ويا نقيصه ها و ضايعات ديگر مي گردد .
بديهي است زايمانهاي مشکل و بکار بردن وسايل مکانيکي در زايمانها تاثيرات نامطلوبي بر مغز جنين خواهد داشت . طرز قرار گرفتن جنين ، پيچش بند ناف به دور گردن ، اختلالات و نارسايي جفت در رساندن خون ممکن است باعث کم خوني مغز و خرابي سلولهاي آن شود.
در زايمانهاي قبل از موعد نارسايي رشد هوشي بيشتر ديده مي شود زيرا هنوز سلسله اعصاب مرکزي کودک رشد کافي ندارد و کودک بدليل حساس بودن امکان ابتلا به بيماريهاي عفوني را دارد .
از بيماريهاي مهم که احتمالاً بر اثرضربه هاي زايماني اتفاق ميافتد فلج مغزي است اين بيماران اکثراً مبتلا به حملات صرع هستند واختلال تکلمي ، يادگيري، بينايي و حتي حرکات غيرارادي و تکراري بدون هدف در اين کودکان شايع است .
((عواملي که بعد از تولد اهميت بيشتري دارند ))
عوامل فراواني موجب نارسايي و عقب ماندگي ذهني کودک بعداز تولد ميگردد ، ابتلا کودک به بعضي از بيماريها خصوصاً در ماههاي اول زندگي در رشد هوشي يا عقب ماندگي اهميت فراواني دارد . خوشبختانه اکثر بيماريهاي عفوني رايج را با استفاده از واکسيناسيون مي توان پيشگيري کرد .
از جمله عوامل مهم بعداز تولد که در بروز عقب ماندگي ذهني موثرند به شرح زير مي باشد :
انواع مننژيت :
اين بيماريها به خصوص در هفته ها و ماههاي اول تولد اثري نامطلوب بر روي کودک دارند و اگر با تب شديد همراه باشد و منجربه حالت اغماء شود احتمال تاثير بر رشد هوشي کودک و در نتيجه عقب ماندگي ذهني نيز بيشتر ميشود . مننژيت از جمله بيماريهايي است که اگر در دوران خرد سالي به زودي و به موقع تشخيص داده نشده ودرمان نگردد موجب اختلالات مغز و سلسله اعصاب و بروز عقب ماندگي ذهني مي گردد .
مسموميت ها :
در برخي از موارد مسموميت هاي غذايي و دارويي در کودک و به ويژه در دوران شير خوارگي و خرد سالي باعث ضايعاتي در سيستم عصبي و مغزي و بالنتيجه عقب ماندگي ذهني مي گردد .
ضربه هاي وارده بر مغز کودک :
در بعضي از موارد به علت اختلالات غدد داخلي به ويژه غده هاي هيپوفيز و تيروييد نارسايي هايي در سوخت و ساز بدن کودک فراهم مي شود که از جمله مانع رشد طبيعي دستگاه مغز و اعصاب کودک ميگردد و اين نقص در غدد و متابوليسم بدن توليد ناهنجاري مينمايد که موجب اختلالات گوناگون در فعاليت ذهني و حسي و حرکتي مي شود .
کمبود غذا و سوء تغذيه :
کمبود مواد غذايي موجب کمبود رشد جسماني و رواني و در نتيجه ناتواني جسمي و عصبي مي شود که ممکن است نارسايي رشد هوشي توليد نمايد . سوء تغذيه در دراز مدت اثرات قطعي بر روي بهره هوشي کودک به همراه خواهد داشت .
عقب ماندگي ذهني يا به اصطلاح ديگر نارسايي رشد قواي ذهني موضوع تازه و جديدي نيست بلکه در هر دوره و زمان افرادي در اجتماع وجود داشته اند که از نظر فعاليتهاي ذهني در حد طبيعي نبوده اند .
گروهي از مردم استنباط نادرستي از عقب ماندگي ذهني داشته و تصور مينمايند که عقب ماندگي ذهني همانند يک مرض بوده و ميتوان از شخصي به شخص ديگر سرايت نموده ويا مانند سل و آبله و سرخجه قابل انتقال در ميان کودکان مي باشد .
اجتماع براي مصلحت ، يا سالم سازي ، بعضي از اين افراد را تحمل مي کرد عده اي را محبوس مي ساخت و دسته اي را به مرگ محکوم مي نمود. پنيل که به حق بايد او را بنيانگذار روانپزشکي جديد ناميد اولين کسي بود که به دلجويي بيماران پرداخت و براي آنان برنامه هاي تفريح و گردش در نظر گرفت . او بيماران رواني را به 4 دسته تقسيم کرد .
?- ملانکولي يا ماليخوليا .
?- ماني يا جنون شور و شوق .
?- جنون .
?- عقب ماندگي ذهني .
بعد از پنيل ، يک پزشک فرانسوي بنام ايتارد به تربيت کودکي وحشي پرداخت که در جنگلهاي« آويرون » فرانسه پيدا شد .کودک عقب ماندگي بسيار عميقي داشت.. ايتارد تربيت کودک را بعهده گرفت و کوششهاي بسيطي در اين زمينه مبذول داشت تا موفق به پيدايش راه جديدي در نحوه آموزش و پرورش افراد عادي عقب مانده و حتي معلولين گرديد .
همکار ايتارد بنام سگن بدنيال زحمات وي و به منظور شکوفا کردن اين کودکان مؤسسه اي براي عقب ماندگان ذهني ايجاد کرد و روش حواس حرکتي را در آموزش کر و لالها به کار برد.
اين پيشرفتها همچنان ادامه يافت تا اوائل قرن بيستم که توجه به اصلاح نژاد بشر در دستور کار قرار گرفت و در امريکا به توصيه بخش اصلاح نژاد کميته پژوهشي انجمن زاد و ولد امريکا ، نازا کردن عقب مانده ها به صورت قانون در آمد و بالاخره در قرن بيستم بود که دانشمندان و پژوهشگران عقب ماندگيهايي که به دليل اختلالات متابوليکي ، نقصهاي کروموزومي ، بيماريهاي مادر در دوران بارداري و … ايجاد مي شد را کشف کردند و راه را براي پژوهش و درمان اين افراد هموار ساختند .
پيشرفت روز افزون علوم پزشکي ، جراحي اعصاب و مغز و علوم ژنتيک علاوه بر کشف تدريجي علل عقب ماندگيها تا اندازه اي باعث تخفيف و گاهي بهبودي نسبي و حتي پيشگيري از ابتلا به اين ناراحتيهاي وخيم شده است .
شرايط بهداشتي ، تغذيه کودکان ، پيدايش آنتي بيوتيکها و ساير داروها در درمان بيماريهاي خاص که شايعترين علل عقب ماندگيهاست از مرگ و مير اين افراد به ميزان قابل توجهي کاسته است .
(عقب ماندگي ذهني يک وضعيت و حالت خاص ذهني است که در اثرايجاد مشکل در شرايت مختلف قبل از تولد و هنگام تولد ويا پس از تولد کودک پديد ميآيد .)
درسال 1369 قانون تشکيل سازمان آموزش وپرورش استثنايي کشور به تصويب مجلس شوراي اسلامي رسيد.نظر به اينکه مبارزه با مستکبرين وحمايت از مستضعفين از شعارهاي اصلي انقلاب اسلامي بوده و حکومت اسلامي نيز درجهت رفع استضعاف پايه گذاري شده است کودکان استثنايي که از مصاديق بارز مستعضفين وبه تعبيري از گروه محرومان مضاعف جامعه بودند؛ موردتوجه وعنايت مسئولان وبرنامه ريزان قرار گرفتند وازهمان اوان انقلاب دراولويت نظام اسلامي قرار داده شدند. درمنشورجهاني حقوق کودک هم آمده است همه بدون تبعيض دررنگ ؛نژاد؛ زبان؛ تبار اقتصادي؛ طبقه اجتماعي ؛ علي رغم آن که از هوش سرشاري برخوردار باشند ويا عادي ؛ عقب مانده ذهني ؛ نابينا ؛ ناشنوا يا داراي هرگونه نقص ويا ضعف جسمي واجتماعي باشند؛ حق دارند به طور يکسان ازامکانات يادگيري ؛ آموزشي ؛ پرورشي با حداکثر توانايي و استعدادهاي خودبهره مند شوند. ايجاد زمينه و فراهم آوردن امکانات وتسهيلات درجهت آموزش ؛ رفاه وتوانبخشي آنان نه به عنوان ترحم ودلسوزي بلکه به عنوان يک وظيفه براي دولت هاي عضو از حقوق مسلم اينگونه کودکان تلقي مي شود.
اهداف آموزش وپرورش استثنايي کشور نيز براين اصل استوار است که هرکودک استثنايي با توجه به تفاوتهاي فردي حق دارد از آموزش متناسب با استعدادهاي خويش برخوردار گردد.
)) تعريف آموزشگاه استثنايي ))
دراين آموزشگاه دانش آموزان يک يا چند گروه استثنايي دريک دوره تحصيلي ، آموزش مي بينند.
((کودکان استثنايي))
عنوان کودکان استثنايي در مکاتب امريکا و انگليس فرق مي کند در امريکا به تمام کودکاني که به نحوي با کودکان طبيعي و همسن خود از نظر فکري ، جسمي ، عاطفي ، عقلاني ، رفتاري ، .... فرق داشته باشند استثنايي گفته مي شود مسلماً با قبول اين تعريف يک کودک نابغه ، نابينا ناشنوا عقب مانده ذهني و نظاير آن همه استثنايي هستند .
درانگلستان لغت استثنايي را محدود به تيز هوشي مي کنند و ساير کودکان را که به عللي تحت حمايت و آموزش خاص هستند کودکان ويژه ميگويند .
خصوصيات رفتاري و روان شناختي ذهني
در رفتار دانش امزان عقب مانده تغيير پذيري زيادي مشاهده مي شود و هر کودکي بايستي به عنوان يک شخص تک و منحصر به فرددر نظر گرفته شود.
خصوصيات شناختي
بارزترين خصوصيت عقب ماندگي توانائي کاهش يافته براي يادگيري است . پژوهشها نشان مي دهد که دانش اموزان عقب مانده حداقل در چهار حيطه مربوط به شناخت دچار مشکل اند :(( توجه ، حافظه ، زبان ، تحصيل ))
خصوصيات شخصيتي
افراد عقب مانده ذهني در معرض گونه هاي مختلف مسائل اجتماعي و هيجاني قرار دارند. بدون شک متفاوت بودن تنها بر شيوه پذيرش فرد در موقعيتهاي اجتماعي نافذ است.اينکه در گروهي از کودکان يکي کودن تلقي شود ، به طور قطع احساس او را در مورد ارزش خود تعيين مي کند. پژوهشها نشان مي دهد که مفهوم از خود درميان افراد عقب مانده بسيار پاينيتر از افراد عادي است علاوه بر صيانت ذات نازلتر ، دانش اموزان عقب مانده در معرض ابتلا به ديگر مشکلات رفتاري ، مثل بي توجهي و در هم گسيختگي قرار دارند .
به گزارش ايبنا، هدف از نگارش اين کتاب آشنايي بيشتر افراد با کودکان عقبمانده ذهني و درک تواناييها و ناتواناييهاي آنها و بالا بردن آگاهي عمومي نسبت به اين دسته از کودکان است.
نفوذ اجتماعي
ديگران مي کوشند به انحاي مختلف ما را وا دارند که به دلخواه آنان، فکر، احساس، و عمل کنيم.
در کاريوتايپ کروموزومي اين افراد،جفت کروموزوم جنسي xy به صورت سه تايي xxy ديده مي شود . تعداد کروموزوم هاي آنان 4 عدد مي باشد و کروموزوم اضافي نيز کروموزوم جنسي X است.
اين سندرم خيلي نادر است و تنها 1 درصد عقب مانده ها را در بر مي گيرد . احتمالا“ بين 700 تا 750 زايمان پسر زنده يک نفر ممکن است مبتلا به اين سندرم باشد.
وزن آنان هنگام تولد کمتر از 5/2کيلوگرم است و تمايلات جنسي در اين افراد يا وجود ندارد يا خيلي کم است وازنظر جنسي عقيم هستند .
از نظر هوشي ،هوشبهر کلامي آنان کمتر از حد طبيعي است در حالي که هوشبهر عملي آنان طبيعي به نظرمي رسد.
اکثرا“ هوشبهر عادي يا اندکي پايينتر از طبيعي دارند .از نظر سازگاري به علت اشکال در روابط اجتماعي و جنسي دچار اختلالهاي شديد رواني از نوع تضاد، احساس حقارت ، اعتياد و بزهکاري مي شوند.
گاهي مبتلايان به اين سندرم 4 کروموزوم جنسي دارند که ممکن است در اين حالت (xxxy) اعضاي تناسلي هردوجنس در فرد ديده مي شود
اين افراد داراي سابقه جنايي ، تجاوزهاي جنسي و آتش سوزي بوده و اغلب از نظر اجتماعي نامناسب و مستعد ترک تحصيل هستند.
داراي قدي بلند ، باريک،پشت خميده ،داراي بيضه ها و آلت تناسلي کوچک و آتروفي شده و بچه گانه حتي در زمان بلوغ هستند . همچنين داراي پستانهاي بزرگ بوده و موهاي صورت آنان رشدي ندارد و صدايشان مردانه نيست .
درمان
اشاره:
کروموزوم عنصر اصلي هر سلول مي باشد که تعداد آنها در هر سلول 23 جفت يا 46 عدد مي باشد. نيمي از آن ، از طريق مادر و نيمي ديگر از پدر دريافت مي شود و بدين ترتيب مجموعا 46 کروموزوم در تشکيل نطفه دخالت دارند. از تعداد 23 جفت کروموزوم درهر سلول، 22 جفت متشابه اند که اتوزوم ناميده مي شوند و فقط يک جفت که در تعيين جنسيت نقش دارند متفاوتند که کونوزوم ناميده مي شوند.
اختلالات کروموزومي درهر فرد ممکن است به صورت هاي گوناگون در جفت هاي مختلف ظاهر شود و ناراحتي ها و ناهنجاري هايي در کودک به وجود آورد. مثلاگاهي اختلالاتي در جفتهاي سيزده و هجده پديد آمده و کروموزومي بر جفتها افزوده مي شود و در نتيجه عيوب فراواني، در اعضاي داخلي و خارجي طفل مانند برخي ناهنجاريها و عوارض داخلي ايجاد مي کند.
به طورکلي کروموزومي که از طرف مادر منتقل مي شود، هميشه از نوع «x» مي باشد و کروموزومي که از ناحيه پدر انتقال مي يابد امکان دارد «x» و «y» باشد. چنانچه کروموزوم انتقالي پدر«y» باشد با ترکيب «x»مادر، به صورت «xy» درآمده که جنسيت طفل پسر خواهد بود و اگر کروموزوم انتقالي پدر از نوع «x» باشد با ترکيب «x»مادر، فرمول «xx» به وجود مي آورد که فرزند دختر خواهد شد.
افرادي که فرمول کروموزومي آنها به صورت«xxy» يعني دو کروموزوم «xx»و يک کروموزوم «y» دريافت کرده اند به سندروم کلاين فلتر مبتلاهستند، وجود سندروم کلاين فلتر به صورت «xxy» يا «xxxy» و حتي «xxxxxxy» يافت گرديده.
بررسي هاي وسيع موزيه، کورت براون، نيلسن و هونتر اثبات کرد که نفوذ قدرت سندروم کلاين فلتر در ايجاد حالت ضداجتماعي و رفتارهاي نابهنجار تا حدود %36 افراد مبتلابه بيماري کلاين فلتر حالت ضد اجتماعي دارند. جرم مبتلايان به سندروم کلان فلتر بيشتر جرايم جنسي و آدمکشي است. فورسمن، هامبرت، موزيه و کازي در اثر مطالعات خود به اين نتيجه رسيدند که سندروم کلاين فلتر در نزد مجرمان بيشتر از مردمان عادي ديده مي شود و حدود 10 تا 32 درصد بزهکاران به آن دچار هستند؛ در حالي که %23 از مردم عادي فقط به آن مبتلايند.
کليد واژه
-1 بزه : پديده اي که در اجتماع انسانها شکل گرفته؛ رفتاري که برخلاف قوانين و مقررات و هنجارهاي يک جامعه، از افراد آن سرزند يا رفتاري مخالف مصالح اجتماع به عقيده دورکيم، بزه با ساخت جامعه و فرهنگ خاص آن جامعه ارتباط مستقيم دارد و چون جرم نتيجه جريانهاي گروهي و جمعي است وجود ارتباط آن با ساخت اجتماع دائمي است از اين جهت جرم نبايد به صورت مجرد و به خودي خود تجربه و تحليل شود بلکه بايد در اجتماع و فرهنگ خاص و در زمان و مکان مورد مطالعه قرار گيرد.(1)
-2 کروموزم: کروموزم يک کلمه يوناني است و از دو قسمت -1 کروما به معني رنگ و -2 زوما: يعني جسم تشکيل شده است.(2)
کروموزوم عبارت است از واحد اصلي سلول که جايگاه واحدهاي اصلي صفات و خصوصيات حياتي، به نام «ژن» مي باشد. (3)
در داخل سيتوپلاسم قسمت متراکم و سختي وجود دارد که آن را هسته مي نامند و تمام آن تقريبا به وسيله اجسام مادي به نام ژن که تعداد آنها بسيار مي باشد و کروموزوم ها را به وجود مي آورد ساخته شده است.(4)
-3 سندرم کلاين فلتر: يک نوع اختلال کروموزومي در مردان؛ وجود کروموزوم اضافي x با فرمول «xxy» يا «xxxy ياxxxxxy» ، که خصوصيات آن کوتاهي فوق العاده قد، عقب افتادگي دماغي، ضعف، بروز نکردن بلوغ و در نتيجه عنن مي باشد. (5)
نگاهي به ديدگاه چند دانشمند در مورد تاثير وراثت
گاهي اوقات در مرحله تقسيم سلولي و درزمان انعقاد نطفه، با به هم خوردن نظم طبيعي مراحل تقسيم سلول اختلالاتي در کروموزومها ايجاد مي شود بدين صورت که ممکن است يک يا چند کروموزوم جنسي اضافه شود در اين صورت اين حالت به وقوع مي پيوندد. يکي از اختلالات ، وجود کروموزوم x اضافي ، در فرمول »xy« بوده و به صورت xxy ديده مي شود يعني به جاي يک x و يکy دو کروموزوم x و يک کروموزوم y ديده مي شود. افرادي که فرمول کروموزومي آنها به صورت xxy است مبتلابه سندرم کلاين فلتر مي باشند. (16)
وجود سندرم کلاين فلتر xxy يا xxxy به نسبت 1 /500 يافت مي شود، يعني از هر پانصد مرد يکي دچار کروموزوم x اضافي مي باشد. افراد مبتلابه سندرم کلاين فلتر از نظر ساختمان دچار حالت خواجگي مخصوص مي باشند . معدل هوششان تقريبا 83/9 است ، هر چه کروموزوم x در فرمول ژني بيشتر باشد، عقب ماندگي رواني عميق تر و اختلالات و آشفتگي هاي ذهني بيشتر خواهد بود. به همين جهت معدل متوسط هوش افرادي که داراي کروموزومهاي xxxy مي باشند برابر 52/2 است و آنهايي که xxxxy دارند 35/2 است. (17)
بررسي هاي وسيع کورت براون، موزه، نيلسن، وهونتر، اثبات کرد که نفوذ قدرت سندرم کلاين فلتر در ايجاد حالت ضد اجتماعي و رفتارهاي نابهنجار تا حدود %36 افراد مبتلابه بيماري کلاين فلتر حالت ضد اجتماعي دارند.
سندرم فرياد گربه از فقدان يا حذف بخش مهمي از مواد ژنتيک بازوي کوچک يکي از جفتهاي کروموزوم شماره 5 ايجاد مي شود. همچنين اين سندرم را سندرم لوژون نيز مي نامند. اين سندرم يک شرايط نادر ژنتيکي است. تقريبا 13 درصد ناشي از خطا در يکي از کروموزومهاي شماره 5 يکي از والدين است ، لذا کودکان بعدي يا وابستگان نيز مي توانند مبتلا باشند و در نتيجه هر دو والد اين کودکان بايد مشاوره ژنتيک شوند. گاهي اوقات کروموزوم شماره 5 دوم نيز درگير است. عقيده بر اين است که دختران بيشتر از پسران به اين سندرم مبتلا مي شوند.
خصوصيات سندرم فرياد گربه:
مهمترين خصوصيت متمايز کننده سندرم که درسال 1963 به وسيله متخصص ژنتيک ژروم لژيون مطرح شده است صداي شبيه به گربه، يکنواخت و بلند کودک است. اگر چه صدا به طور طبيعي همزمان با رشد کودک کاهش مي يابد ولي اغلب اين صدا تا بزرگسالي ادامه دارد.
علاوه بر گريه، خصوصيات ديگري نيز وجود دارد. هر کودک مبتلا همه خصوصيات را ندارد و آنهايي که به طور متوسط مبتلا هستند، خصوصيات معدودي دارند.
خصوصيات شناسايي کننده اصلي
گريه يکنواخت و ضعيف شبيه به فرياد گربه
سر کوچک (ميکروسفالي)
صورت گرد
فاصله زياد بين چشمها (هايپر تلوريسم)
پل بيني کوتاه
پيچيدگي پوست روي پلکهاي بالا
خطوط مشخص کف دست
سقف دهان بلند
چانه کوچک عقب رفته
خصوصيات صورت به هنگام نوجواني تغيير مي کند يعني پل بيني بالا مي رود و پيچيدگي پوست پلکهاي بالا وضوح خود را از دست مي دهد. سر کوچکتر از حد نرمال باقي مي ماند ولي خيلي قابل تشخيص نيست.
اين سندرم به علت حذف يکي ازبازوهاي کوتاه جفت کروموزوم شماره 5ايجادمي شود و معمولاً در جنس مونث بيشتر ديده مي شود ولي تعدادکروموزمها همان46 تا است.علت ناميدن اين سندرم به صداي گربه اين است که صداي کودکان مبتلا به اين اختلال مخصوصاً موقع گريه کردن به علت نقص دردستگاه مولد صوت وحنجره شبيه صداي گربه است.
خصوصيات :
نفوذ اجتماعي
ديگران مي کوشند به انحاي مختلف ما را وا دارند که به دلخواه آنان، فکر، احساس، و عمل کنيم.
ترس کودکان از مدرسه
هنوز چند روزي به شروع فصل مدرسه باقي نمانده بود که فريد کوچولو، با مامان تو خيابونها، کوچه و بازارها از اين مغازه به آن مغازه به دنبال خريد لباس فرم مناسبي بودند، که مدرسه گفته بود. حتماً بايد رنگش سرمه اي با خطهاي سفيد روي آستين باشد! براي خواهر بزرگش هم روپوشي کرم رنگ با مقنعه اي سرمه اي که مخصوص بچه هاي راهنمايي بود! مجيد برادر بزرگترش هم بايد کله اش را نمره چهار مي زد! دل تو دلش نبود، نمي فهميد اينقدر التهاب مامان و خواهر بزرگش از چيه؟ او دائم تو خانه مي گفت:
روشي براي گوش کردن و مطالعة مؤثر
شما چهار بار سريعتر از سخنان يک سخنران مي توانيد فکر کنيد.
براي گوش دادن مؤثر بايد نيرو صرف کنيد؛ براي جبران سرعت ارائه مطالب, شما بايد به طور فعال تصميم به گوش دادن بگيريد.
يادداشت برداري يک شيوه تقويت گوش دادن است و استفاده از رويکردي نظامدار در يادداشت کردن و مرور مطالب, توانايي فهم و يادآوري محتواي سخنراني ها را به طور غير قابل محاسبه اي افزايش خواهد داد.